مکث وعکس
عكس ومكث
قالب وبلاگ

سرور کانتر  راحت میتونین  بازی کنین برو بچ های کانتر باز بیان منتظریم  

10.7.95.220:27015    CsNini  Public 2 


برچسب‌ها: سرور کانتر, ایپی سرور, انلاین کانتر, انلاین بازی کردن, سرور, CsNini Public 2, cs
[ دوشنبه سیزدهم شهریور 1391 ] [ 9:33 بعد از ظهر ] [ alone ] [ ]


یه روز یــــــــــــه ترکــــه
.
.
.
.
.
.
.
زیره خــــروار خــــروار آوار گیر کرده بود....
به خون نیاز داشت...
به آب به غذا ....
ولی من هیچ کاری نمیتونستم بکنم....
هموطــــن شرمنـــدتم من...









هرکسی در حد وسعه خودش میتونه کمک کنه
کسایی هستن که تمکن مالی دارن با اهدای پتو و ... وکسانی هم هستن که هیچی ندارن اما میتونن خون بدن...


این عکس مال همین چند ساعت پیشه،کسایی که از طریق فیس بوک مطلع شدن که هموطنانشون به خون احتیاج داره


لطفا اطلاع رسانی کنید


موضوعات مرتبط: نوستالوژِی
برچسب‌ها: هموطــــن شرمنـــدتم من, لر, ترک, گیلک, hdvhkd
[ سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391 ] [ 5:12 بعد از ظهر ] [ alone ] [ ]

پلاکاردی تلخ در کنار زاینده رود




iRANWWE

موضوعات مرتبط: نوستالوژِی
برچسب‌ها: پلاکاردی تلخ در کنار زاینده رود, پلاکاردی, تلخ, در کنار, زاینده رود
[ پنجشنبه یکم تیر 1391 ] [ 7:51 بعد از ظهر ] [ alone ] [ ]
دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب

با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. 

روز اولی که به مدرسه جدید آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند .

نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. 

او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید : 

میدونی زشت ترین دختر این کلاسی؟

یک دفعه کلاس از خنده ترکید ...

بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند.

اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق

در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول،

احترام ویژه ای درمیان همه و از جمله من پیدا کند: 

اما بر عکس من، تو بسیار زیبا و جذاب هستی .

او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد.

و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند .

او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود. به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و...

به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود.


آری ویژگی برجسته او، تعریف و تمجیدهایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد.

مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا ! و حق هم داشت.



آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود.

سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم.

پنج سال پیش وقتی برای خواستگاریاش رفتم، دلیل علاقهام را جذابیت سحرآمیزش میدانستم.



و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت:

برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود!

در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم. دخترم بسیار زیباست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند.

روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست؟

همسرم جواب داد :

من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم.

و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید.

شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت.



آیا می دانید این داستان از کیست؟

ارنستو چه گوارا

موضوعات مرتبط: داستان عاشقانه ...
برچسب‌ها: ارنستو چه گوارا, آیا می دانید
[ شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ] [ 7:2 بعد از ظهر ] [ alone ] [ ]

چندی پیش در یکی از جلسات ، یکی از اعضا خاطره جالبی از سفرش به ژاپن نقل 

کرد.
این خاطره جالب شاید یکی از دلایلی باشد که نشان میدهد چرا ژاپن درحال پشت
سرگذاشتن همه قدرت‌های صنعتی در دنیا است.
وی گفت:
ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر پلیس و شلوغه؛ وضع
غیر عادی بود. یه کم پرس و جو کردم دیدیم یکی خودکشی کرده...
البته اینقدر تو ژاپن خودکشی زیاد بود که دیگه خیلی جای تعجب نداشت.
پرسیدم: چرا طرف خودکشی کرده؟ فهمیدم طرف مهندس پیمانکار یه ساختمان بوده. قرار بود روز جمعه ساختمان رو طبق قرارداد تحویل صاحبش بده.
روز جمعه ساختمان کارش تموم نشده بود مهندس پیمانکار از صاحب ساختمان دو روز شنبه و یکشنبه مهلت میخواد که ساختمان رو ساعت هشت روز دوشنبه اول روز کاری بهش تحویل بده.
تو این ۴۸ ساعت مهندس و تیمش هر کاری می‌کنند نمی‌توانند کارهای نیمه تمام ساختمان رو تمام کنند و ساختمان رو آماده تحویل کنند.
روز دوشنبه که صاحب ساختمان برای تحویل خونه میاید با جسد حلق آویز شده مهندس پیمانکار مواجه می‌شه. حالا نکته جالب اش می دونی واسه من چی بود؟
این که این ساختمان فقط نصب پریز برق و نظافتش مونده بود....!!
به دوستان ژاپنی با تعجب ‌گفتم این دیگه چه جور آدمی بوده.. !! خب چرا خودکشی کرده برای همچین موضوع کوچکی...؟! این که دیگه خودکشی نداره که....!!!
آنها با دهان باز به من نگاه می‌کردند... همه ‌گفتند خودکشی نداره..؟!!! این
آدم دیگه کلا آینده شغلی‌اش به پایان رسیده بود.... کسی که دو بار زیر قولش
زده را که دیگه کسی بهش کار نمیده........
واسم خیلی عجیبه که ما ایرانی ها چقدرررررر شبیه **ژاپنی ها**هستیم....!!!!
موضوعات مرتبط: داستان عاشقانه ...
برچسب‌ها: داستان واقعی, ژاپن
[ شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ] [ 0:0 قبل از ظهر ] [ alone ] [ ]

برچسب‌ها: مقایسه, خارج, ایران
[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:51 قبل از ظهر ] [ alone ] [ ]

نمی دونم چرا مدتیه بدجوری دوس دارم واسه میرزا بنویسم.....

آخه از چی بگم از کجاش بگم میرزا یه سوال ???.. راستی اونی که وقتی پیکر بی جانتو که از سرما یخ زده بودو پیدا کردو سرتو از تنت جدا کرد ,واقعاپیش خودش چه فکری کرد .. خیلی جالبه و قتی به عکس سر بریدت نگاه میکنم در

کمال تعجب به رازهایی پی میبرم که برام عجیبه سر بریدت هم سر بلنده وقتی با سر بریدت عکس یادگاری می گرفتن و تو قزاق خونه خوشحال بودن نمی دونستن که روحیه و شجاعت و مرامتو به نسلهای بعدیت انتقال دادی .اونا

فکر میکردن با بریدن سرت کار تمامه و دیگه راحت شدن اما میرزا به سر بریده امام حسین قسم اشتباه میکردن چون با دیدن این تصویر تمام سلولهای بدنم به حرکت در میان ضربان قلبم بالا میره .خون تو تمام وجودم پمپ میشه و

رگ غیرتم بالا میزنه و افتخار میکنم که گیلانیم و روزی یکی مثل کوچک جنگلی از محله استاد سرا بلند شدو نشون داد که گیلانی سر بلنده و اگه اراده کنه دنیا رو واسه دشمناش سیاه میکنه حتی با سر بریده... راستی اونایی که با

سر بریدت عکس گرفتن کجان یا بهتره بگم کجا رو گرفتن ...اما تو کجا و اونها کجا ..میرزا بازم ثابت کردی که با مردم بودن و برای مردم بودنه که انسان رو جاودان میکنه... راستی اگه از حال ما بپرسی بد نیستیم درسته بعد از تو

برامون جوک درست کردن تا رشادتهات ماس مالی بشه اما نتونستن درسته کلی دردسر درست کردن درسته فرهنگو شخصیتو استعدادمون رو نشونه گرفتن اما بازم تا دلت بخواد دکتر معین و پروفسر رضا و سمیعی و...... دادیم بالا

درسته بعضی ها برنج و چای وارد میکنن یکم اقتصادو بهم میزنن پول چایکارا رو نمیدن مردم سختی میکشن و ...... اما به خدا تو همین شرایطم نمیزاریم کسی به آب و خاکمون چشم داشته باشه و با داس دستاشو تیکه تیکه

میکنیم مزاحمت نباشم خواستم بدونی که میدونیم با سر بودن یا نبودن مهم نیست ...مهم سر بلند بودنه که هستیم ....

موضوعات مرتبط: داستان عاشقانه ...
برچسب‌ها: میرزا کوچک خان اسطوره ایران, رشتی باغیرت, gherat, udvj
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 7:29 بعد از ظهر ] [ alone ] [ ]




دقت کردین هر موقع دارین سشوار می کشین، حتی اگه تو خونه تنها هم باشین، هی حس می کنین یکی صداتون می کنه؟

تا حالا دقت کردین تو فیلم های ایرانی، همیشه وقتی طرف می فهمه بچه دار نمی شه، همه بچه ها از ماشین های بغلی و جلویی و عقبی باهاش بای بای می کنن و می خندن؟!

تا حالا دقت کردین تمام مریض ها توی فیلم ها و سریال های ایرانی، "انتهای راهرو، سمت راست" بستری هستن!

تا حالا دقت کردین وقتی عجله نداری، همه چراغ ها سبزن و راه ها خلوت؛ وقتی دیرت شده، همه چراغ ها قرمزند و راه ها بسته؟

تا حالا دقت کردین هر وقت یه تیکه یخ از دستت افتاده روی زمین، با لگد زدی که بره زیر یخچال!

تا حالا دقت کردین… مغز انسان پر کارترین جای بدنشه 24 ساعت در 365 روز سال رو کار می کنه؟؛ فقط وقتی متوقف می شه که ما وارد سالن امتحانات می شیم!

تا حالا دقت کردین لذتی که در خوابیدن روی جزوه هست، تو خوابیدن روی تخت خواب نرم نیست!

تا حالا دقت کردین تنها زمانی مشتری ها با لبخند وارد مغازه می شن که می خوان جنسی رو تعویض کنن یا پس بدن!

تا حالا دقت کردین پدر مادرا تا می خوان شما رو صدا بزنن، اول اسم داداش یا خواهرتون را می گن؟

تا حالا دقت کردین تو جاده های ایران وقتی اسم انگلیسی شهر رو از روی تابلوها می خونین، بهتر متوجه می شین تا فارسی ش رو؟!

تا حالادقت کردین وقتی که خوشحالیم، بالاخره یه چیزی یا یه کسی پیدا می شه که سریع گند بزنه به خوشحالی مون؟

تا حالا دقت کردین وقتی می گن غصه نخور، آدم بیشترغصه ش می*گیره؟!

تا حالا دقت کردین وقتی جوراب پاته، حتما دمپایی دستشویی خیسه!

تا حالا دقت کردین موقع فوتبال نگاه کردن هشتاد دقیقه می شینین چشم تو چشم تلویزیون، هیچ اتفاقی نمی افته، یه دقیقه
می ری و میای، می بینی بازی 2-2 تموم شده!

تا حالا دقت کردین هرچه*قدر هم دلیل منطقی واسه خرید یه چیز داشته باشی، همیشه یکی اون نزدیکی ها هست که بگه سرت کلاه گذاشتن عجیب؟!

تا حالا دقت کردین وقتی پیاده باشی تاکسی گیرت نمی آد، اما وقتی با ماشین باشی، توی ترافیکی از تاکسی ها گیر می کنی؟!

تا حالا دقت کردین هروقت گرسنه میای خونه، اون شب اتفاقی غذا ندارین. اما یه شب که بیرون غذا می خوری، وقتی میای خونه
می بینی غذای مورد علاقت رو درست کردن.

تا حالا دقت کردین تو یه ظرف آجیل اولین چیزی که می خوری یه بادوم تلخه.


تا حالا دقت کردین موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه. دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه
کنی.

تا حالا دقت کردین سر جلسه به دوستت که هیچی نخونده کل سؤال ها رو برسونی و برگه هاتون باهم مو نزنه، نمره اون بیشتر می شه. این از قوانین ثابت مورفی هستش، شک نکن!

تا حالا دقت کردین اگه یک بار سر کلاس نری و استاد بگه جلسه بعد امتحانه، هیشکی بهت خبر نمی*ده! اما امان از اون روزی که یکی از اساتید حذفت کنه، شونصد نفر یادت می*افتن و بابای گوشیت رو در میارن، از بس مسیج میدن: "فلانی! استاد گفت حذفی!"

تا حالا دقت کردین برای موفق شدن تنها یک راه وجود دارد، اما برای شکست خوردن راه*های زیاد؟

تا حالا دقت کردین اگه یه ماشین صفر بخری، هرچه قدر هم مواظبش باشی و سعی کنی جای مطمئنی پارکش کنی، بازم خط روش می افته، ولی ماشین کهنه داغونت رو بزار وسط اتوبان تهران ـ کرج، شب بیا سالم برش دار!

تا حالا دقت کردین یه وقت هایی که خیلی عجله داری، اگه لاستیک هواپیما هم زیر ماشین انداخته باشی، میای می*بینی 2 تاش پنچره!

تا حالا دقت کردین دقیقا همون روزی که 5 دقیقه دیرتر بیدار شدی، تمام وسایلت مفقود می شن!

تا حالا دقت کردین دقیقا وقتی جفت دست هات تا آرنج گریسی یا گِلی هستش، چشمت خارش می گیره!

تا حالا دقت کردین اگر یک تاریخ برای شما خیلی مهمه، 10 روز قبل از اون یادتونه و دقیقا همون روز یادتون میره. 355 روز بعدش هم دارید حرص ازیادرفتنش رو می خورید. این قضیه فقط تا وقتی که اون تاریخ مهمه ادامه داره و بعدش برعکس می شه.

تا حالا دقت کردین اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد؟


موضوعات مرتبط: جک
برچسب‌ها: دقت کردین, هر, سشوار, خوابیدن
[ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 3:6 بعد از ظهر ] [ alone ] [ ]
تفاوت مدیران در اونور دنیا و اینور دنیا!



 اونور دنیا : موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده می‌شود.
 اینور دنیا : موفقیت مدیر سنجیده نمی‌شود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است.
 اونور دنیا : مدیران بعضی وقت ها استعفا می‌دهند.
 اینور دنیا : عشق به خدمت مانع از استعفا می‌شود.
 اونور دنیا : افراد از مشاغل پایین شروع می‌کنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند.
 اینور دنیا : افراد مادرزادی مدیر هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت بزرگترین‌های کشور است.
 اونور دنیا : برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر می‌گردند.
 اینور دنیا : برای یک فرد، دنبال پست مدیریت می‌گردند و در صورت لزوم این پست ساخته می‌شود.
 اونور دنیا : یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود.
 اینور دنیا : یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده.
 اونور دنیا : اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت می‌کنند.
 اینور دنیا : اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده‌ای نکنند، او را مشاور مدیریت می‌کنند.
 اونور دنیا : اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی می‌کند و حتی ممکن است محاکمه شود.
 اینور دنیا : اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر می‌شود و پست مدیریت جدید می‌گیرد.
 اونور دنیا : مدیران به صورت مستقل استخدام و برکنار می‌شوند، ولی به صورت گروهی و هماهنگ کار می‌کنند.
 اینور دنیا : مدیران به صورت مستقل و غیرهماهنگ کارمی‌کنند، ولی به صورت گروهی استخدام و برکنار می‌شوند.
 اونور دنیا : برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی می‌دهند و با برخی مصاحبه می‌کنند.
 اینور دنیا : برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن می‌کنند.
 اونور دنیا : زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است.
 اینور دنیا : مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را می‌گیرند.
 اونور دنیا : همه می‌دانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است.
 اینور دنیا : مدیران انسان‌های ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.
 اونور دنیا : برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است.
 اینور دنیا : برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت می‌کند.
 اونور دنیا : مدیر فعال‌ترین فرد سازمان است با مشغله فراوان.
 اینور دنیا : مدیر کم کارترین فرد سازمان است با مشاغل فراوان.


برچسب‌ها: تفاوت مدیران در اونور دنیا و اینور دنیا, اقا مدیر, خنده
[ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 3:33 بعد از ظهر ] [ alone ] [ ]


موضوعات مرتبط: ((عکس های زیبا))
برچسب‌ها: خسته
[ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ 11:15 بعد از ظهر ] [ alone ] [ ]
چیـزایـی کـه رو مُـخـِمـونـه!






























موضوعات مرتبط: جک
برچسب‌ها: چیـزایـی کـه رو مُـخـِمـونـه, ضد حال زدن, funطنز
[ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ 4:17 بعد از ظهر ] [ alone ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

چه کسی می گوید که گرانی اینجاست؟

دوره ی ارزانی ست؛

چه شرافت ارزان،

تن عریان ارزان،

و دروغ از همه چیز ارزانتر،

آبرو، قیمت یک تکه ی نان،

و چه تخفیف بزرگی خورده ست؛ قیمت هر انسان.....؟

با سلام به عزيزان بازديد كننده اميدوارم از اين وب خوشتون بياد
ميتونيد با rain_boy.0131 با من در ارتباط باشيد

چت باکس


نام و نام خانوادگی :
ایمیل:
عنوان پیغام:
پیغام :

ابزار تماس با ما